آرشیو برایسپتامبر, 2007

مدرسه موشها

دیروز ، یه دلِ سیر ، یه دلِ سیر ، یه دلِ سیرِ سیرِ سیر، نشستیم و

 با  مدرسه موشهاخندیدیم و خندیدیم و خندیدیم و… یواشکی اشکِ

گوشه ی چشمهامون رو پاک کردیم …

 

چشم های وَق زده ی مگس در دو موقعیت

چشم هایِ وَق زده ی لَزِجِ مگس، چِندِش آوره ولی این بار که یکیشون رو توی

تار عنکبوت، گرفتار دیدین، خوب توی چشماش نگاه کنین …

زیبایی شناسانه نیست، نه ! 

ولی دیگه چِندِش آور هم نیست … 

Please

I’m your future , child !  Don’t cry !  Don’t grow up, please !

ادامه ی تصویری نوشته ی قبلی – اثری از کینو

رسیدنِ رویاها

در را قفل نکن. پنجره ها را نبند. چراغ خواب کوچکی را روشن

بگذار. لباس راحت بپوش. برای تختت کمربند ایمنی بگذار. بالش

و روانداز بر ندار.برنامه های تلویزیون را زودتر رها کن. شام کمتر

بخور. سبک باش.

قلبت را دمِ دست بگذار. عقلت را گُم و گورکُن.

آرام چشم هایت را ببند و بخواب.

رویاها فرا می رسند. چه نزدیکِ نزدیک، چه دوردست ترین ها. 

پرواز خوبی خواهی داشت…