اصرار در نگه داشتنِ آنچه نگهداشتنی نیست
به فرو ریختنش می انجامد
همانندِ دانه های شن از میانِ انگشتان …
(شعری از مارگوت بیکل-شاعره ی آلمانی)
اصرار در نگه داشتنِ آنچه نگهداشتنی نیست
به فرو ریختنش می انجامد
همانندِ دانه های شن از میانِ انگشتان …
(شعری از مارگوت بیکل-شاعره ی آلمانی)
دیدین بعضی وقتا یه قوطی کمپوت یا قوطیِ کنسرو توی آب توی جوی
کنار خیابون قِل میخوره و تلَق و تولوق، تَلَق و تولوق، اینقدر صدا میده
تا یه سپور با بیل درش میاره ؟؟
…
بعضی ها انگار اینجوری به این دنیا اومدن ….
یه روز، یه اقیانوس، از جایی که قرن ها اونجا بود، خسته شد و دلش گرفت و هوای رفتن به سرش زد
پوسید و مردابی شد که بوی عفونتش، دنیا رو برداشت ….
یه بنده ی خدا : خدای بزرگ ! یعنی میشه ؟ یعنی میشه ؟ یعنی میشه ؟
…
…
…
…
…
…
…
…
…
خدای بزرگ : نــــــــــــــــــــــــه ! بُــــــــزه !