نمايش در سه پرده

اپيزود اوّل

زن به مرد گفت كه فكر ميكند يك زنِ معمولي است، كاملا معمولي.

مرد ، نه نگفت.  زن ، يك عمر ، خودش را كشت.

اپيزود دوّم

مرد به زن گفت كه فكر ميكند يك مردِ معمولي است، كاملا معمولي.

زن ، نه نگفت.  مرد ، يك عمر ، زن را كشت.

اپيزود سوّم

زن ، يك زنِ معمولي بود، كاملا معمولي .

مرد ، يك مردِ معمولي بود، كاملا معمولي.

به يكديگر امّا تا زنده بودند هيچوقت نگفتند كه چه فكر ميكنند.

مرد ، يك عمر ، خودش و زنش را كشت.

9 دیدگاه »

  1. علی صالحی گفت:

    on 12 دسامبر 2007 at

    بهترین نظر برای نوشته قبلی
    رضا
    تحمل…حتی نبودن…ندیدن…نبوسیدن…همه اش تحمل
    پلنگ باید یاد بگیره…
    یاد نگیره همه اش عذاب میکشه.
    ولی باید ماه هم یاد بگیره که چطور، چی ، کجا و چرا و …
    پلنگ ، پنجه هاي مهتابيش رو پاک هم بکنه اشکالی نداره. تنها راهش بوده …
    ماه ، گونه ي خراشيده شده اش رو پاك هم بكنه ، اشكالي نداره . تنها راهش بوده …

  2. faraz&forod گفت:

    on 12 دسامبر 2007 at

    من اول

  3. faraz&forod گفت:

    on 12 دسامبر 2007 at

    هميشه اين مردهان كه در حق خانمها ظلم ميكنن

  4. علی صالحی گفت:

    on 12 دسامبر 2007 at

    درسته همونجور که از نوشته مشخصه، توی هر سه اپیزود این زنه که همیشه ضربه میخوره، ولی قصدم تحریک یا خاموشی احساسات زن سالارانه یا مردسالارانه نیست
    گاهی از بالاتر به قضیه نگاه کنید لطفا
    از خیلی خیلی بالاتر

  5. ستايش گفت:

    on 12 دسامبر 2007 at

    دیر ولی…

    من نبودم کسی در خانه ات را کوبید
    من نبودم کسی که به تو سلام داد
    من نبودم
    کسی که سالها عاشق تو بود……
    و هر کجا که می رفتی دنبالت می کرد….

    دروغ گفتم
    من بودم!.
    من همان بودم که تو هیچ وقت نخواستی ببینی.
    با این حال
    من بودم که عاشق تو بودم
    هنوز هم عاشقت هستم
    حالا این را با صدای بلند فریاد می زنم…….
    و تو گریه می کنی و می گوئی
    “چرا این را زودتر نگفتی؟!”……….

  6. مونا گفت:

    on 13 دسامبر 2007 at

    گوش کن! صدایی می آید …
    هر دو اشک می ریزند در سکوت و چشمهاشان چه بلند فریاد می زنند…
    روزگاری همین چشم ها پلی میان دل هاشان بود و اکنون هر دو تنهاییند…
    مرد تنهاییش را بر سر زن خراب می کند و زن در تنهایی خودش را خراب می کنداما هرگز درد دوستت دارم را نمی فهمد که از این خرابی ها پیداست…

  7. نیایش گفت:

    on 14 دسامبر 2007 at

    زن و مرد معمولی هستن که زندگی و عشق رو میسازن، چه اعتراف بکنند و چه اعتراف نکنند.
    ولی گفتن دوستت دارم ها میتونه کمک کنه که یک عمر کشتنها کم بشه و کمتر از همیشه

  8. مجید گفت:

    on 15 دسامبر 2007 at

    خدایا چرا انقر از ما مردا بد مینویسن؟! ای خدا

  9. رها گفت:

    on 31 دسامبر 2007 at

    آری فرقی نمی کند. مرد زن را کشت یا زن مرد را
    می میرند هردو هردو دور از هم با هم!!!

{ RSS feed for comments on this post} · { آدرس دنبالک }

یک نظر بنویسید