هفت سال ديگر

سوالِ استادِ كلاسِ استراتژي اين بود 

“فكر مي كنيد تا هفت سال ديگر ، چه اتفاقاتي رخ خواهد داد ؟ “

و پاسخها همه از جنسِ سياست و اقتصاد و انرژي و جنگ و صلح بود .

…….

و من فقط يك پاسخِ ساده ي مبهم را درونم نجوا ميكردم و بر زبان نياوردم

كه به جنون متهم نشوم :  

“هفت سال ديگر ، هفت سال پيرتر … من ، چهل ساله خواهم بود … با تمامِ

 ثانيه هايي كه گلويم را خراشيده اند و از سينه ام گذشته اند … “

6 دیدگاه »

  1. alisalehi گفت:

    on 22 دسامبر 2007 at

    بهترين نظر براي نوشته قبلي
    شاهین

    عکس و متن در کنار هم، برای هر کس میتونه یادآور خاطره ای باشه شاد و در عین حال غمگین…شاید برای اینکه اون آغوش و بوسه گرم اکنون دیگه در اختیار فرد نباشه یا امیدی به بودنش نباشه

  2. shahin گفت:

    on 22 دسامبر 2007 at

    سن بدی هم نیست. چهل سالگی!
    چون برای هرکاری که چله می نشینیم، برای رسیدن به آرزوها ، برای فراموش کردن درد و عذاب از دست دادن عزیز ، برای دیدن نادیدنی ها…
    و تو چهل سال…یعنی چله خود را سپری کرده ای و مطمئنا به آنچه نداشته ای خواهی رسید و این ثانیه نیستند که از تو میگذرند شاید تویی که از آنها میگذری

  3. تیستو سبز انگشتی گفت:

    on 22 دسامبر 2007 at

    هفت سال پیرتر؟؟ دید مثبتش ، هفت سال پخته تر، هفت سال سابقه مفیدتر، هفت سال پیشرفت به سوی خوشبختی و هفت سال… فکر میکنید هفت سال دیگه تو همین جایی باشید که هستید؟

  4. faraz&forod گفت:

    on 22 دسامبر 2007 at

    فرازوفرود هم تصميم داره از شعر استفاده كنه :

    طبع که با عقل به دلالگی ست
    منتظر نقد چهل سالگی ست

    تا به چهل سال که بالغ شود
    نقد سفرهاش مبالغ شود

    یار کنون بایدت افسون مخوان
    درس چهل سالگی اکنون مخوان

  5. بعضي ها گفت:

    on 22 دسامبر 2007 at

    من كاملا با نظر تيستو جان موافقم
    به اين فكر كن كه هفت سال ديگه دختر نانازيت چه شكلي ميشه ،‌ شايد هم يه خواهر و يا برادر ديگه داشته باشه ،
    از الان كلي وقت داري براش برنامه ريزي كني
    توي هفت سال مي دوني چند تا كتاب ديگه مي توني بدي براي چاپ
    و خيلي ديگه كه خودت بهتر مي دوني
    درسته كه مرور زمان باعث گذران عمر و پيري جسم ميشه ولي دل يه هنرمند هيچوقت پير نمي شه
    نبينم با كلاه مشكي وارد جلسات بشي هـــــــــــــا

  6. رها گفت:

    on 31 دسامبر 2007 at

    و هفت سال دیگر من حتی 40 ساله هم نشده ام، اما به اندازه ی 40 سال پیرتر شده ام

{ RSS feed for comments on this post} · { آدرس دنبالک }

یک نظر بنویسید