سوختنش رو که دید…مشتاق با او بودن
از اشتیاق زیاد سوخت …خاکستر شد و دیگر نديدش.هرچند که در لحظه سوختنش هم به خاطر شعله نداشتن…نمیدیدش و از به راحتی میگذشت از او.
کاش در کنارش داشتش تا حرارتش را حداقل حس ميكرد … ولی حیف…
shahin گفت:
on 28 دسامبر 2007
at
yeki az neveshtehaam ro baratoon email kardam
shahin گفت:
on 28 دسامبر 2007
at
تو یه وبلاگ وردپرس دیگه نتونستم کامنت بذارم دارم اینجا چک میکنم .یعنی میبینم نمیتونم کامنت بذارم
يه مرد مغرور گفت:
on 28 دسامبر 2007
at
ستاره حلبی گفت:
on 30 دسامبر 2007
at
هر وقت احساس سوختن کردی یادت بیار “که من عاشقم گر بسوزم رواست”
alisalehi گفت:
on 23 دسامبر 2007 at
یه هفته ای نمی تونم آپدیت کنم
نیستم و جایی که میرم به اینترنت دسترسی ندارم
تیستو سبز انگشتی گفت:
on 23 دسامبر 2007 at
همینه بدو بدو دوتا دوتا آپدیت میکنید؟
مونا گفت:
on 23 دسامبر 2007 at
کدام بهتر است سوختن یا تجزیه
وقتی می سوزی گرمای عشقت دنیا را آتش می زند
وقتی تجزیه می شوی دنیا یخ خواهد زد
با کدام یک دنیا را خواهی ساخت؟
نوشین گفت:
on 26 دسامبر 2007 at
وای چقدر خوشگل بود …
من سوختن رو ترجیح می دم … تجزیه شدن زجر آوره
بعضي ها گفت:
on 26 دسامبر 2007 at
از آتش نشاني كه ديگه كاري بر نمياد
بيمه آتش سوزي كه داري ؟؟
نكنه از بيمه هم كاري بر نياد ؟؟؟؟
shahin گفت:
on 28 دسامبر 2007 at
سوختنش رو که دید…مشتاق با او بودن
از اشتیاق زیاد سوخت …خاکستر شد و دیگر نديدش.هرچند که در لحظه سوختنش هم به خاطر شعله نداشتن…نمیدیدش و از به راحتی میگذشت از او.
کاش در کنارش داشتش تا حرارتش را حداقل حس ميكرد … ولی حیف…
shahin گفت:
on 28 دسامبر 2007 at
yeki az neveshtehaam ro baratoon email kardam
shahin گفت:
on 28 دسامبر 2007 at
تو یه وبلاگ وردپرس دیگه نتونستم کامنت بذارم دارم اینجا چک میکنم .یعنی میبینم نمیتونم کامنت بذارم
يه مرد مغرور گفت:
on 28 دسامبر 2007 at
ستاره حلبی گفت:
on 30 دسامبر 2007 at
هر وقت احساس سوختن کردی یادت بیار “که من عاشقم گر بسوزم رواست”
رها گفت:
on 31 دسامبر 2007 at
خاکسترم
با خاکسترم چه می کنی؟