گاهی چقدر …
گاهی من آنقدر نیستم که تویی
گاهی تو آنقدر هستی که منم
گاهی من و تو آنقدر نیستیم/هستیم که ماییم
گاهی من آنقدر نیستم که تویی
گاهی تو آنقدر هستی که منم
گاهی من و تو آنقدر نیستیم/هستیم که ماییم
{ RSS feed for comments on this post} · { آدرس دنبالک }
alisalehi گفت:
on 30 دسامبر 2007 at
بهترین نظر برای نوشته قبلی
مونا
کدام بهتر است سوختن یا تجزیه
وقتی می سوزی گرمای عشقت دنیا را آتش می زند
وقتی تجزیه می شوی دنیا یخ خواهد زد
با کدام یک دنیا را خواهی ساخت؟
faraz&forod گفت:
on 30 دسامبر 2007 at
salam
man aval
faraz&forod گفت:
on 30 دسامبر 2007 at
balakhare hastiam ya nistim ?
vali nabashim behtare
la’aghal tanhaim
shahin گفت:
on 30 دسامبر 2007 at
و گاهی بودن و نبودنمان حتی برای لحظه ای،
میتواند باعث نبودن کسی دیگر برای همیشه بگردد.
پس باش هر چقدر که میتوانی،
لزومی ندارد که مثل من باشی
و لزومی ندارد که مثل تو باشم،
مهم همان بودن است…باش باش باش تا همیشه…
Arash گفت:
on 30 دسامبر 2007 at
با توام
ای لنگر تسکين!
ای تکانهای دل!
ای آرامش ساحل!
هر چه هستی باش
با توام
ای نور!
ای منشور!
ای تمام طيفهای آفتابی!
ای کبود ارغوانی!
ای بنفشآبی!
با توام ای شور! ای دلشورهی شيرين!
با توام
ای شادی غمگين!
با توام
ای غم!
غم مبهم!
ای نمیدانم!
هر چه هستی باش! اما کاش …
نه، جز اينم آرزويی نيست:
هر چه هستی باش!
اما باش
ستايش گفت:
on 30 دسامبر 2007 at
رد پایت مانده بر من
آمدنت که نبود
دویده بودیام !!!
ستايش گفت:
on 30 دسامبر 2007 at
يه جايي خوندم :
« ما » وجود ندارد ، مگر در زبان گاوها
و چه خوب ثابت كردي ، كه من و تو گاو نيستيم
.
.
گاهي هيچوقت …
رها گفت:
on 31 دسامبر 2007 at
بزرگترین افتخار من حضور سبزتان بود در وبلاگ من
رها گفت:
on 31 دسامبر 2007 at
گاه های من و تو گه گاهی با هم است
رها گفت:
on 31 دسامبر 2007 at
سلام مرسی
واقعا شما سید علی صالحی نیستید؟؟؟
پس چقدر شبیه او می نویسید
چقدر زیبا. چقدر ساده