گاهی چقدر …

گاهی من آنقدر نیستم که تویی 

گاهی تو آنقدر هستی که منم

گاهی من و تو آنقدر نیستیم/هستیم که ماییم

10 دیدگاه »

  1. alisalehi گفت:

    on 30 دسامبر 2007 at

    بهترین نظر برای نوشته قبلی
    مونا
    کدام بهتر است سوختن یا تجزیه
    وقتی می سوزی گرمای عشقت دنیا را آتش می زند
    وقتی تجزیه می شوی دنیا یخ خواهد زد
    با کدام یک دنیا را خواهی ساخت؟

  2. faraz&forod گفت:

    on 30 دسامبر 2007 at

    salam
    man aval

  3. faraz&forod گفت:

    on 30 دسامبر 2007 at

    balakhare hastiam ya nistim ?
    vali nabashim behtare
    la’aghal tanhaim

  4. shahin گفت:

    on 30 دسامبر 2007 at

    و گاهی بودن و نبودنمان حتی برای لحظه ای،
    میتواند باعث نبودن کسی دیگر برای همیشه بگردد.
    پس باش هر چقدر که میتوانی،
    لزومی ندارد که مثل من باشی
    و لزومی ندارد که مثل تو باشم،
    مهم همان بودن است…باش باش باش تا همیشه…

  5. Arash گفت:

    on 30 دسامبر 2007 at

    با توام

    ای لنگر تسکين!

    ای تکان‌های دل!

    ای آرامش ساحل!

    هر چه هستی باش

    با توام

    ای نور!

    ای منشور!

    ای تمام طيف‌های آفتابی!

    ای کبود ارغوانی!

    ای بنفش‌آبی!

    با توام ای شور! ای دلشوره‌ی شيرين!

    با توام

    ای شادی غمگين!

    با توام

    ای غم!

    غم مبهم!

    ای نمی‌دانم!

    هر چه هستی باش! اما کاش …

    نه، جز اينم آرزويی نيست:

    هر چه هستی باش!

    اما باش

  6. ستايش گفت:

    on 30 دسامبر 2007 at

    رد پایت مانده بر من
    آمدنت که نبود
    دویده بودی‌ام !!!

  7. ستايش گفت:

    on 30 دسامبر 2007 at

    يه جايي خوندم :

    « ما » وجود ندارد ، مگر در زبان گاوها
    و چه خوب ثابت كردي ، كه من و تو گاو نيستيم
    .
    .
    گاهي هيچوقت …

  8. رها گفت:

    on 31 دسامبر 2007 at

    بزرگترین افتخار من حضور سبزتان بود در وبلاگ من

  9. رها گفت:

    on 31 دسامبر 2007 at

    گاه های من و تو گه گاهی با هم است

  10. رها گفت:

    on 31 دسامبر 2007 at

    سلام مرسی
    واقعا شما سید علی صالحی نیستید؟؟؟
    پس چقدر شبیه او می نویسید
    چقدر زیبا. چقدر ساده

{ RSS feed for comments on this post} · { آدرس دنبالک }

یک نظر بنویسید