{ 21 ژانویه 2008 @ } · { Inner whispers } { }
با راز کهنه از را رسیدم
حرفی نروندم حرفی نروندی
اشکی فشوندم اشکی فشوندی
لبامُ بستم از چشام خوندی
شعرها از احمد شاملو
طرح از خودم
on 21 ژانویه 2008 at
بهترین نظر برای توشته قبلی ستایش توي سياهي چه فرقي ميكنه باز باشه يا بسته ؟
خودم میگم -ولی فرق میکنه، باز یا بسته بودن چشمها رو میگم-
و شاید بیشترین سرود و بلندترین فریاد بوسه باشد… بوسه ای برای کاهش فاصله دو چشم برای خواندن ناگفته های درون هم !
on 22 ژانویه 2008 at
من اشتباهی اومدم تو این سایت ببخشید…(زیر 18 سالم) D:
کهنگی راز حرف نگفته لبهای بسته چشم های خسته من منتظر فقط یه بوسه چشمام رو بستم اشکم ندیدی منو تو روندی
روزي که هر لب ترانه ايست تا کمترين سرود بوسه باشد . و قلب براي زندگي بس است
{ RSS feed for comments on this post} · { آدرس دنبالک }
Name
E-mail (never displayed)
URI
alisalehi گفت:
on 21 ژانویه 2008 at
بهترین نظر برای توشته قبلی
ستایش
توي سياهي چه فرقي ميكنه باز باشه يا بسته ؟
خودم میگم
-ولی فرق میکنه، باز یا بسته بودن چشمها رو میگم-
شاهین گفت:
on 21 ژانویه 2008 at
و شاید بیشترین سرود و بلندترین فریاد بوسه باشد…
بوسه ای برای کاهش فاصله دو چشم برای خواندن ناگفته های درون هم !
تیستو سبز انگشتی گفت:
on 22 ژانویه 2008 at
من اشتباهی اومدم تو این سایت ببخشید…(زیر 18 سالم) D:
رها گفت:
on 22 ژانویه 2008 at
کهنگی راز
حرف نگفته
لبهای بسته
چشم های خسته
من منتظر
فقط یه بوسه
چشمام رو بستم
اشکم ندیدی
منو تو روندی
ستايش گفت:
on 22 ژانویه 2008 at
روزي که هر لب ترانه ايست
تا کمترين سرود بوسه باشد
.
و قلب براي زندگي بس است