آرشیو برایفوریه, 2008

فریدام دووم دییم

azad.jpg

دنباله های رنگیِ رقصانِ بادبادکم

 sk014_1.gif

کاش بتونم یه روز، پیش از هرگز نبودنم، چیزی که فکر

میکنم باید بهت بگم و نگفتم رو، پیدا کنم و بتونم بگم …

قبل از رها شدنِ نخم از توی دستهای روزگار و رقص ابدی 

دنباله های شادِ رنگارنگم توی آسمون …

آهای شماهایی که نخم توی دستاتونه و فعلا قصد رها کردنم

رو ندارین، زیاد نیستین، کمتر از تعداد انگشتای یه دست حتّی

ولی خوب تونستین نگهم دارین توی این باد و طوفان و گر نه …

بادبادکم، برای شما می رقصم …

با دنباله های رنگارنگِ شادم توی آسمونِ شما …

ساده ترین جوابِ ممکنِ دقیق

بابای نیکا ( هراسان در جستجوی نیکا ) :   نیــــــــــکـا ااااااا ! نـیکــــــــــا ااااا ! کجایــــــــی

نیکا فینگیلی (خونسرد، از  توی کابینت) :   اینجا .

بابای نیکا (آرومتر از قبل ولی نگران)  :  اونجا کجاست ؟  کجایی بابایی ؟

نیکا فینگیلی (خونسردتر از قبل، از توی کابینت) : اینجا بابایی. اینجا دیگه .

کجایی ِ سرچشمه ی این تلخی ِ بی نهایت

آستینِ پیراهن یا دستمال کاغذی، ردّ ِ اشک ها را فقط  پاک می کند

بند نمی آورد، بند نمی آورد، بند نمی آورد ….