کجایی ِ سرچشمه ی این تلخی ِ بی نهایت

آستینِ پیراهن یا دستمال کاغذی، ردّ ِ اشک ها را فقط  پاک می کند

بند نمی آورد، بند نمی آورد، بند نمی آورد ….

7 دیدگاه »

  1. ساناز گفت:

    on 2 فوریه 2008 at

    Take time to cry…
    It is the sign of a large heart

  2. تیستو سبز انگشتی گفت:

    on 4 فوریه 2008 at

    خونه نو مبارک

  3. تیستو سبز انگشتی گفت:

    on 4 فوریه 2008 at

    نه حتی ردش رو پاک نمیکنه…
    گاهی ردی هم از خودش به جا میذاره که با صدتا شیر پاک کن هم پاک نمیشه ;)

  4. aort گفت:

    on 5 فوریه 2008 at

    مجبور به جابجایی شدم … دوست تر داشتم سادگی DNA رو …

  5. ستايش گفت:

    on 5 فوریه 2008 at

    اصرار براي نگه داشتن آنچه نگه داشتني نيست ، به فرو ريختنش مي انجامد
    .
    اينجا پر از دستمال‌ کاغذی ست
    و دستمال‌ها
    از وزیدن بادها سرشارند
    .
    تنها انتظاري كه از آنها مي رود

  6. مجید گفت:

    on 5 فوریه 2008 at

    دلم گرفت…

  7. Shamim گفت:

    on 24 فوریه 2008 at

    همیشه نوشته هات رو تحسین کرده ام و همیشه یه نسخه از جدید ترین نوشته هات رو با خودم و تو گوشی موبایلم دارم. هر جمعی که حال هوای خوب و شعر دوست داشته باشه شعراتونو (با ذکر منبع) می خونم
    سبز باشید

{ RSS feed for comments on this post} · { آدرس دنبالک }

یک نظر بنویسید