آرشیو برایمارس, 2008

قندی که به چشم میزند، شیرین نیست

عیدت مبارک … میدونی چند سال میتونستم ببینمت و ندیدم و حالا

که اینجایی نمی تونم ؟

بیا جلوتر، دستت رو به من بده …کجایی؟ تو دستم رو بگیر …

تو ببوسم ، بزار صورتت رو لمس کنم، جلوم بایست، میخوام با

دستهام قدّت رو  وجب کنم، شاید بتونم بفهمم چقدر بزرگ شدی ….

 

اهلِ غرق

untitled-scanned-04.jpg

اَلبَت ستّارخان رو خدا رحمت کنه، من مگه مُردم ؟

-آقای راننده … ببخشید …ستّارخان میخوره ؟

-اِ اِ … چرا ستّارخان آبجی ؟

 

اعماق

مثلِ خوابِ نَفَسِ زخمِ حرفهايِ چشمهايِ دريايي

خوابِ عميقِ نفسِ عميقِ زخم عميقِ حرفهايِ

عميقِ چشمهاي عميقِ درياييِ عميق …….