{ 4 می 2008 @ 9:15 ق.ظ } · { داستان کوتاه }
on 4 می 2008 at 9:23 ق.ظ
گاهی شیرین گاهی تلخ… ولی جدیدا خیلی تلخ!!
on 5 می 2008 at 6:42 ق.ظ
كنار هم نشسته اند يكي با چشمان شانزده ساله ديگري و آن يكي با دستان چهل ساله اين يكي .. يكي خيال مي بافد و ديگري ابريشم « كاش باران بيايد » يكي مي گويد «دلم چاي مي خواهد » آن ديگري
on 5 می 2008 at 6:47 ق.ظ
روياها هميشه تلخ و شيرين نيست گاهي هم اشتباهي است
on 5 می 2008 at 7:53 ق.ظ
تعجب میکنم! چه قطرهها که بیرود و بیرويا به دريا رسيدهاند، چه درياها که بیديده، بیچراغ چشم به راهِ يکی قطرهی شبنمند!
on 5 می 2008 at 8:52 ق.ظ
همیشه نه گاهی فقط گاهی
{ RSS feed for comments on this post} · { آدرس دنبالک }
Name
E-mail (never displayed)
URI
Notify me of follow-up comments via email.
تیستو سبز انگشتی گفت:
on 4 می 2008 at 9:23 ق.ظ
گاهی شیرین گاهی تلخ…
ولی جدیدا خیلی تلخ!!
ستايش گفت:
on 5 می 2008 at 6:42 ق.ظ
كنار هم نشسته اند
يكي با چشمان شانزده ساله ديگري
و آن يكي با دستان چهل ساله اين يكي
..
يكي خيال مي بافد و ديگري ابريشم
« كاش باران بيايد » يكي مي گويد
«دلم چاي مي خواهد » آن ديگري
ستايش گفت:
on 5 می 2008 at 6:47 ق.ظ
روياها هميشه تلخ و شيرين نيست
گاهي هم اشتباهي است
چشم بسته گفت:
on 5 می 2008 at 7:53 ق.ظ
تعجب میکنم!
چه قطرهها که بیرود و بیرويا
به دريا رسيدهاند،
چه درياها که بیديده، بیچراغ
چشم به راهِ يکی قطرهی شبنمند!
vahid گفت:
on 5 می 2008 at 8:52 ق.ظ
همیشه نه
گاهی
فقط گاهی