آرشیو برایژوئن, 2008

خفگي

تمام داشت ميشد چهل و يك سالش … بيست و دو سال و سه ماه و هفت روز و پنج ساعت بود كه مي شناختش … هفت سال و يازده ماه و نوزده روز و چهار ساعت بود كه نديده بودش … بيست و دو سال و سه ماه و هفت روز و پنج ساعت بود كه با او حرفي نزده بود ….

 

چسبِ زخم

بعد از اينكه مطمئن شد كه پنج تا توي كيف پولش، ده تا توي كيف كولي اش و دو تا توي هر جيب اش گذاشته است، قرقره ي سفيدِ تمام شده يِ چسبِ نواري بي رنگ را از توي جاچسبيِ روي ميز كارش بيرون آورد و پاره كردن پوششِ كاغذيِ نازكِ هفت بسته ي ده تايي چسب زخم را شروع كرد … حساب كرده بود؛ با وجودِ ضخامتِ بيشترِ چسبِ زخم، هفتاد تايِ آنها رويِ قرقره ي سفيدِ تمام شده يِ چسبِ نواري بي رنگ، جا ميشد … 

 

 

Taxi Driver

…. بر اساسِ آخرین تصاویر ارسالی از کاوُشگر ِ فونیکس که
حدود دو ماه است بر سطح سیاره ی مریخ در حال نمونه برداری
و تجزیه و تحلیل است، درستیِ فرضیه ی احتمالِ وجود آب و در
نتیجه حیات در آن سیاره قوّت گرفته است ……………….

هِی تُف به ذاتت بشر … یَنی تو این کُرّه ی زیمین ِ به این گـُندگی،
دیگه هیچ سولاخی نمونده که به گــُـه نکشیده باشی ؟!