آرشیو برایآگوست, 2008

سياه مشق

نگريستن نگريستن نگريستن نگريستن نگريستن نگريستن نگريستن

  گريســتن گريســتن گريســتن گريســتن گريسـتن گريسـتن گريســتن

 

E = m C ²

تو آن سوی روشنای ِ معادله نشسته ای آرام به انتظار

 من این سوی ِ سرد و سیاه  بال بال میزنم

از کدام اوج بپرم تا در سقوط آزاد به  C لازم برسم برای تو شدن ؟

دل كوك

تپش ِ زنگار گرفته اش را كوك ميكنم با تار ِ گيسوان ِ تو.

نه ، نه ،‌ از ساز نميخواهم بگويم، از سوز حرف ميزنم كه خواب نمانم.

ساعتي كه زنگ زده باشد، زنگ ميزند ؟

حـتـــّــی شما …

دست از سرم بردارید … روی دلم نه ، بر شانه هایم بگذارید !