1)
واي چه ابري! چه ابر ِ خوشگلي ، چه ابر ِ خوشرنگي! جون ميده واسه شستن ظرفاي يه عروسي ! آقا يه بسته اش چنده ؟
2)
بارون مياد، بارون مياد و من خيس مي شم بي تو … كجايي؟ كجايي چتر ِعزيزم؟
1)
واي چه ابري! چه ابر ِ خوشگلي ، چه ابر ِ خوشرنگي! جون ميده واسه شستن ظرفاي يه عروسي ! آقا يه بسته اش چنده ؟
2)
بارون مياد، بارون مياد و من خيس مي شم بي تو … كجايي؟ كجايي چتر ِعزيزم؟
{ خوراک RSS دیدگاههای این نوشته} · { شناسهی دنبالک }
مليحه گفت:
on 1 نوامبر 2008 at 11:58 ق.ظ
هميشه تو را از پشت ويترين بارون ديدم
ميان منظره زيباي پشت بارون محو شدي
پشت ويترين اشكهايم…
بهار گفت:
on 3 نوامبر 2008 at 6:45 ق.ظ
پس من آلزايمر نگرفتم
اين دكترا چقدر دروغ گو شدن
فرانك گفت:
on 4 نوامبر 2008 at 3:54 ق.ظ
ديروز اما
حسادت كرد
چتر توي كيفم
به من بارون خورده !
فرانك گفت:
on 4 نوامبر 2008 at 3:56 ق.ظ
براي بيگانگي
براي دلزدگي
براي …
چه كسي مقصر است ؟
هر ابر كه مي بارد
دعا مي كنيم
زودتر خسته شود
امروز چترها
طبع نازكي دارند .
« فريماه فرهت نيا »