هیچوقت اینقدر آرزو نکرده بودم که کاش اینقدر داشتم که
می تونستم خیلی راحت از فردا دیگه نرم سر کار.
و هیچوقت اینقدر به خودم بد و بیراه نگفته بودم که چرا
اینقدر دستهام خالیه که مجبورم … .
با همه ی این اوصافِ نداشتن ها، اگه یهو دیدین که دیگه
از شنبه نمیرم سر کار، خیلی تعجب نکنین !
سابقه این کار رو دارم. از من هیچی بعید نیست …
فرانك گفت:
on 5 نوامبر 2008 at 10:07 ق.ظ
جذابيت يك شخص همان آزادي است كه او در رويارويي با خود از آن استفاده مي كند .
در زندگي اين شخص آزادي از زندگي اش آزادتر است .
« كريستن بوبن »
شاسوسا گفت:
on 7 نوامبر 2008 at 5:07 ق.ظ
این روزها این قدر من من میشنوم
که از من بودن شرم سارم
این روزها من ها این قدر کارهای عجیب غریب میکنند که
از کارهای عجیب غریب هم وحشت دارم
این روزها درد های کهنه ی قدیمی
ذهنم در تلاطتم هستی غرق می کند
هم پیمانم میشوی……………..؟
به روزم و منتظر نقدهای همیشه سبز شما
محسن گفت:
on 7 نوامبر 2008 at 10:49 ق.ظ
دست تو جیب ، خیلبون گز کردن وآسمون نگا کردن وبه امید بارون بودن. بهتره تا اونکه مثه یه پله لق نردبون پا بزارن رو سر آدمو برن بالا! که چی ؟ : می ترسم پله نباشم !
مليحه گفت:
on 7 نوامبر 2008 at 12:00 ب.ظ
بازم واق واق شنيدي؟؟؟
پ-البرز گفت:
on 8 نوامبر 2008 at 8:07 ق.ظ
ميدوني..!
سكوت
همون چيزي كه خيليا ظرفيتش را ندارن .نمودونن چقدر معنا و مفهوم داره.روحت كه خسته ميشه بهترين چيز سكوته و …..
زياد سخت نگير . به قول عبارت “مليحه” نبايد از سر و صدا تعجب كرد. بزار اونا صدا كنن . نوبت ما هم ميرسه.