فالَم را نه، دستم را بگير

آنکس که بدست جــــــام دارد سلطانی جــــــــم مدام دارد
آبی که خضر حیات از او یافت در میکده جو که جـام دارد
سررشته جــــــــان بجام بگذارکاین رشته از او نظـام دارد
بیرون ز لب تو ساقیــا نیست در دور کسی که کـــــام دارد
نرگس همه شیوه های مسـتی از چشـم خوش تو وام دارد
ذکر رخ و زلف تو دلــــم را دردیست که صبح و شام دارد
بر سینـه ریش دردمندان لعلـــــــت نمکی تمـــــــــــام دارد
در چاه ذقن چو حافظ ای جان حسن تو دو صــد غلام دارد

 

۱ دیدگاه »

  1. تیستو گفت:

    وااااااااااااااااای من امسال فال نگرفتم!!

    یعنی کسی پیدا میشه دستم رو بگیره؟؟


{ RSS feed for comments on this post} · { آدرس دنبالک }

یک نظر بنویسید