آرشیو برایجولای, 2009

ثانیه ها هم یخ میزنند

كه حتّي اگر يك آن با هوس رفته و ريخته … كه گذاشته كنار چشمها … كه با رقصِ بخارش، پلك ها را سنگين … كه ساعات طولانی نگاهش … كه ننوشيده … كه بعد ديگر حتّي نگاهش هم … كه هوسش را هم حتّي ديگر … تلخ و يخ … تلخ و يخ … تلخ و يخ … تلخ و يخ … هاااااخ خ خ …